معنی زانو بر زمین نهادن
11 بازدید
[ بَ زَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) کرنش کردن. (ناظم الاطباء). کنایه از نهایت مؤدب و متواضع بودن است. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۹۰): نهادند زانو همه بر زمین برآمد فغان از یسار و یمین. هاتفی (از مجموعهٔ مترادفات). و رجوع به زانو بر خاک مالیدن شود.
کلمات همقافیه با «زانو بر زمین نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر