معنی زانوزنان
5 بازدید
[ زَ ] (ق مرکب) در حال زانو زدن : یکی اسپهی هم چو صبح امید مزین به زین و قطاس سفید گرفتش به رسم غلامان عنان کشیدش بدستور زانوزنان. ملا عبداللََّه هاتفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زانوزنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر