معنی زالو انداختن
8 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) بمکیدن واداشتن زالو خون تن را.
کلمات همقافیه با «زالو انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر