معنی زافرة
5 بازدید
[ فِ رَ ] (ع ص، اِ) آنکه دیگری را در حمل ازفار (اثقال و احمال) یاری کند. (ذیل اقرب الموارد از لسان). || گروه مردم. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || لشکر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || رکن بنا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || شتر فربه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || مهتر و بزرگ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || کمان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || زافرة، سهم یا نزدیک پیکان از تیر یا سوی جای پر از تیر یا کم از دو ثلث جانب پیکان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || زافرة الرجل؛ یاران و خویشان مرد. (اقرب الموارد) (آنندراج). لانهم یزفرون عنه الاثقال. و فی الحدیث: کان اذا خلا مع صاغیته و زافرته انبسط و یقال هم زافرة القوم عندالسلطان. (اقرب الموارد). || داهیه (بسیار زیرک و دانا). (ذیل اقرب الموارد). || کاهل و نزدیک آن. (ذیل اقرب الموارد).[ فِ رَ ] (اِخ) قصبه ای است در ۶۰کیلومتری جنوب شرقی ایالت بادایوز از ایالات استرمادوره (اسپانیا). (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «زافرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر