معنی زاغی
8 بازدید
(اِ) زاغچه. کلاچه. کلاژه. کلاغ پیسه. قالنچه. عکه. عقعق. غُلبه. || (ص نسبی) آنکه چشم کبود دارد. || آنچه برنگ کبود است.
کلمات همقافیه با «زاغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر