معنی زاغن
8 بازدید
[ غَ ] (اِ) آروغ : از فرط عطای او زند آز پیوسته ز امتلاء زاغن . ابوسلیک گرگانی. (از سعید نفیسی در آثار و احوال رودکی ج ۳ ص ۱۱۳۹).
کلمات همقافیه با «زاغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر