معنی زاغر
7 بازدید
[ غَ / غُ ] (اِ) حوصله را گویند که چینه دان است. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ اوبهی). هزار چینه دان مرغ که بتازیش حوصله خوانند و آن را گژار گویند. (شرفنامهٔ منیری): از اکنون تا پسین روزی ز گیتی بر آن خاک ار فرود آید کبوتر ز بس آغار خون گر دانه چیند طبرخون رویدش از حلق و زاغر.ازرقی. رجوع به ژاغر شود.[ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تفرش بخش طرخوران شهرستان اراک. در ۳۰۰۰گزی شمال باختری طرخوران. منطقهٔ آن کوهستانی و سردسیر و زبان اهالی آن فارسی و آب آن از قنات. دارای محصول غلات، میوجات و قلمستان است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «زاغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر