معنی زاغذ
5 بازدید
[ غَ ] (اِ) گاودان بوده. شاعر گوید: گاو لاغر به زاغذ اندر کرد تودهٔ زر به کاغذ اندر کرد. اسدی (از لغت فرس). و رجوع به زاغه شود.
کلمات همقافیه با «زاغذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غذ» برای سرودن شعر