معنی زاذ
7 بازدید
(اِ) نوعی خرما است. (آنندراج). صاحب تعلیقات المعرب در ذیل کلمهٔ ازاذ آرد: این کلمه در اصول خطی المعرب ازاذ آمده و ابن جنی گفته است عرب این کلمه را در شعر زاذ آورد چنانکه راجز گوید: یغرس فیها الزاذ و الاعرافا و النابجی مسدفاً اسدافاً. ابن درید در الجمهره و مؤلف لسان العرب این بیت را در مادهٔ عرف آورده اند. (از ذیل المعرب جوالیقی ص ۲۵).(اِخ) ابن بهیش. از سرداران ایران در جنگ قادسیه است که ریاست گروه پیاده را داشت و حریف وی در لشکر اسلام عاصم بن عمرو بوده. وی یکی از چند تن از سرداران ایرانی است که چون شکست را نزدیک دیدند فرار کردند و در عقد پیمان صلح با خالدبن ولید شرکت جستند. طبری آرد: دهقانان فرات منتظر اقدام خالد و روشن شدن روابط وی با اهل حیره بودند و همین که صلح برقرار شد زاذبن بهیش از دهقانان فرات با صلوبابن نسطوبا بنزد خالد رفتند و شرایط وی را برای صلح پذیرفتند. (تاریخ طبری چ دخویه ج ۴ ص ۲۰۵۰). و در ص ۲۰۵۱ آرد: خالدبن ولید نامهٔ صلح را چنین نوشت: این نامهٔ خالد است برای زاذبن بهیش و صلوبابن نسطوبا مبنی بر این شرائط... -انتهی. و رجوع به ج ۵ همان کتاب ص ۲۲۵۸ و ۲۲۶۶ و ۲۳۳۶ شود.
کلمات همقافیه با «زاذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اذ» برای سرودن شعر