معنی زاخف
7 بازدید
[ خِ ] (ع اِ، ص) مرد متکبر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || فخرکننده. مفتخر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زاخف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خف» برای سرودن شعر