معنی ریوق
7 بازدید
[ رُ ] (ع مص) جان دادن. گویند: هو یریق بنفسه؛ ای یجود بها عند الموت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جان دادن. (آنندراج).[ رَیْ یو ] (ع اِ) اول هر چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ریوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر