معنی ریشور
8 بازدید
(ص مرکب) ریشوَر. ریشو. مقابل کوسه. (ناظم الاطباء). رجوع به ریشو شود.[ ریشْ وَ ] (ص مرکب) صاحب ریش. (یادداشت مؤلف). ریشو. مقابل کوسه. (ناظم الاطباء) (آنندراج): مانا که خلد پرده ز رخسار برگرفت یا ساده گشت ریشور دهر را عذار. اثیرالدین اخسیکتی. رجوع به ریشو شود.
کلمات همقافیه با «ریشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر