معنی ریشاریش
7 بازدید
(ص مرکب، ق مرکب) جنگ دست به یقه. جنگ رویاروی. دست به گریبان. (فرهنگ فارسی معین). جنگ تن بتن. (از یادداشت مؤلف): جنگی صعب و کاری ریشاریش و یک زمان بداشت و چند تن از هر دو جانب کشته شدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۳۶). هر برج که برابر امیر بود بسیار مردم گرد آمدندی و جنگ ریشاریش کردندی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۱۳).
کلمات همقافیه با «ریشاریش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر