معنی ریشار
6 بازدید
(اِخ) (خان) ژول. وی از فرانسویانی است که در خدمت دولت ایران بود (متولد فرانسه ۱۸۱۶ م. متوفای تهران ۱۸۹۱ م). او در دربار محمدشاه و ناصرالدین شاه به معارف ایرانی خدمت کرده و نمونه ای از یادداشتهای وی و حکایاتی را که او جمع کرده دکتر خلیل ثقفی در بعض مؤلفات خود و مخصوصاً در «مقالات گوناگون» درج کرده و آنها جالب و دلکش است. پس از قبول اسلام او را «میرزا رضاخان» نامیدند. (فرهنگ فارسی معین).(اِخ). (خان) یوسف. ملقب به مؤدب الملک. وی سالهای دراز در دارالفنون تهران معلم زبان فرانسه بود (متولد تهران ۱۸۶۸ و متوفای تهران ۱۹۳۵ م). او کلکسیون کاملی از مسکوکات ایران در مدت عمر خود جمع کرده بود که هم از حیث ارزش تاریخی و هم از جهت قسمت مادی بی نظیر بود و پس از او به ورثهٔ وی رسید. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ریشار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر