معنی ریسه

معنی ریسه

9 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ) رشته که در آن عده ای از چیزی بند کرده باشند. مرسله از جوز و انجیر و جوزآکند و مانند آن: کَلْوَند؛ یک ریسه انجیر. کلونده؛ یک ریسه جوزقند. (یادداشت مؤلف). - بادریسه؛ بادریس. فلکهٔ گلوی دوک : گر کونت از نخست چنان بادریسه بود آن بادریسه اکنون چون دیگ ریسه شد. لبیبی. رجوع به بادریس شود. - دوک ریسه؛ آن دوک که بدان ریسمان خیمه و جز آن تابند. (آنندراج). رجوع به مدخل دوک ریسه شود. - ریسه رفتن دل؛ نوعی از حالت در شکم شبیه به گرسنگی. حالی شبیه به گرسنگی در معده پدید آمدن. یا خود همان حال گرسنگی است: دلم ریسه می رود. پیدا آمدن حالتی در معده مانند کسی که گرسنه است یا کرم در معده دارد و یا ترشی بسیار خورده. (یادداشت مؤلف). - ریسه سازی؛ (اصطلاح گچ بری) روی هم قرار دادن آجرها یا خشتها بطور ساده. مقابل بافتن. || شوربای غلیظ که به بالای شلهٔ پولاو و کشکک و امثال آن ریزند. (یادداشت مؤلف). || هریسه. حلیم. صاحب برهان این دو معنی را به کلمهٔ ریس داده است، لیکن از بیت لبیبی [ ذیل مادهٔ قبل ] معلوم است که ریسه است، ریس و ریسه هردو به معنی هریسه آمده است. (یادداشت مؤلف).
[ سَ ] (اِخ) دهی از بخش شهربابک شهرستان یزد. دارای ۷۴۸ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آنجا غلات و صنایع دستی زنان کرباس و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) دهی از بخش نطنز شهرستان کاشان. دارای ۴۷۰ تن سکنه. آب آن از ۴ رشته قنات و محصول عمدهٔ آنجا غلات، حبوب، میوه، خربزه و هندوانه است. مردم برای تأمین معاش به تهران می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «ریسه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید