معنی ریسمانکار
7 بازدید
[ نِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مطمار. فادن. شاقول. رشتهٔ بنا. مطمر. رژه. امام. زیج (در بنایی). ریسمان بنایان و درودگران و گلکاران برای راست کردن کار. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ریسمانکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر