معنی ریسمانفروش
9 بازدید
[ فُ ] (نف مرکب) آنکه شغل وی فروختن طناب و ریسمان است. (ناظم الاطباء). رسن فروش. غزال. (یادداشت مؤلف): آن ریسمان فروش که از آسمان سروش کردی به ریسمان اشاراتش اعتصام. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ریسمانفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر