معنی ریزهکار
9 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) باریک بین. دقیق. خوش کار. زیرک. هوشیار. وقوف دار. (ناظم الاطباء): تَبَن؛ زیرک و باریک بین و ریزه کار گردیدن. متطرس؛ فرد ریزه کار و پسندیده کار. (منتهی الارب). || ظریف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ریزهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر