معنی ریزهچین
7 بازدید
[ زَ / زِ ] (نف مرکب) که قطعات خرد چیزی را بچیند و بردارد. ریزه خوار. (یادداشت مؤلف): جرعه خوار ساغر فکر بلند از تشنگی ریزه چین سفرهٔ راز منند از ناشتا.خاقانی. رومیان هندوان پیشهٔ او چینیان ریزه چین تیشهٔ او.نظامی. رجوع به ریزه خوار شود.
کلمات همقافیه با «ریزهچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر