معنی ریخبین
7 بازدید
(اِ) کبح. چیزی سیاه و بسیار ترش که از آرد میده و شیر گوسپند سازند. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). گویا لهجه ای از رخبین است. رجوع به رخبین شود. || گیاه خشک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ریخبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر