معنی ریجاب
6 بازدید
(اِ مرکب) رافد. رافده. ساعده. آبراهه. ریزاب. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به مترادفات کلمه شود.(اِخ) دهی از بخش کرند شهرستان شاه آباد. دارای ۵۵۰ تن سکنه. محصول عمدهٔ آنجا میوه و غلات و حبوب و توتون و لبنیات و انجیر و انار و گردوی آن به فراوانی و خوبی معروف است. زیارتگاه ابودجانه در آن مورد توجه اهل تسنن است. سه آبادی ریجاب، یاران و زرده به نام دهستان ریجاب خوانده می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) یکی از دهستانهای کرند شهرستان شاه آباد و آن از سه ده ریجاب، یاران و زرده، تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵). رجوع به ریجاب (دهی از بخش...) شود.
کلمات همقافیه با «ریجاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر