معنی ریاب
8 بازدید
[ رَیْ یا ] (ع ص) امر ریاب؛ کار ترساننده و درشک افگننده. (ناظم الاطباء). کار ترساننده. (از اقرب الموارد).(اِخ) دهی از بخش جویمند حومهٔ شهرستان گناباد. دارای ۸۲۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آنجا غلات و زعفران و بنشن و راهش ماشین رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی از بخش رودسر شهرستان لاهیجان. دارای ۱۶۷ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول عمدهٔ آنجا غلات، بنشن، ارزن، گردو، فندق و لبنیات و صنایع دستی آنجا شال و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «ریاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر