معنی رکضت
5 بازدید
[ رَ ضَ ] (ع اِمص) حرکت. (از یادداشت مؤلف). جنبش. حرکت. ج، رکضات. (فرهنگ فارسی معین): از مقام خویش به آیت رکضت بر سر او تاخت و او را منزعج از آن خطه بیرون انداخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۷۲). در مقدمهٔ ایلچیان بازفرستاد که عزیمت رکضت و نیت نهضت به امضاء پیوست. (جهانگشای جوینی). || رکضة؛ یکبار حرکت دادن پای. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رکضت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضت» برای سرودن شعر