معنی رکضة
5 بازدید
[ رَ ضَ ] (ع مص) راندن. (منتهی الارب) آنندراج. || (اِمص) جنبش و منه قولهم: هو لایرکض المحجن؛ ای لایدفع عن نفسه. (منتهی الارب). جنبش. (آنندراج). جنبش و حرکت. (از اقرب الموارد). || دفعت و حرکت. (از اقرب الموارد). دفعه و یکبار حرکت دادن پای. (ناظم الاطباء). وفی الحدیث: هی رکضة من الشیطان؛ ای دفعة منه. (منتهی الارب).[ رِ ضَ ] (ع اِ) نوع حرکت دادن پای و هیأت آن. (ناظم الاطباء).[ رَ ضَ ] (اِخ) از اسماء زمزم است. (از معجم البلدان). رکضة جبرئیل، از اسماء زمزم است. (مهذب الاسماء). رجوع به زمزم شود.
کلمات همقافیه با «رکضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر