معنی رکاک
4 بازدید
[ رِ ] (ع ص، اِ) جِ رَکیک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ رکیک ب معنی مرد ناکس و سست رای و ضعیف العقل و آنکه بر اهل خود غیرت ندارد، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (از آنندراج). رجوع به رکیک شود. || جِ رِک یا رَکّ به معنی باران ریزه است. (آنندراج). جِ رک. (دهار). جِ رَک یا رِکّ. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به رَک یا رِکّ شود. || جِ رَکیکَة. (ناظم الاطباء). رجوع به رکیکة شود. || جِ رُکاکَة. (اقرب الموارد). رجوع به رکاکة شود.[ رُ ] (ع ص) مرد ناکس و سست رای و آنکه بر اهل خود غیرت ندارد یا اهل او مهابت او نکند. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مرد فرومایهٔ سست عقل و رای یا کسی که اهل وی او را ضعیف شمرد و از وی نهراسد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رکاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر