معنی رکام
8 بازدید
[ رُ ] (ع ص، اِ) ریگ توده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ریگ بر یکدیگر. (دهار). ریگ برهم نشسته. (از اقرب الموارد). || ابر برهم نشسته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ابر زبر یکدیگر. (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۵۳). ابر. (دهار). ابر برهم نشسته و در قرآن است : {/B«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللََّهَ یُزْجِی سَحََاباً ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکََاماً فَتَرَی اَلْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلاََلِهِ » ۱-۱۸۲۴:۴۳/}(قرآن ۲۴/۴۳)؛ ای یخرج من منافذه. (از اقرب الموارد). || قطیع رکام؛ گلهٔ بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). قطیع رکام؛ ای ضخم. (اقرب الموارد). || چیز انباشته شده در روی هم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر