معنی رکاب افشاندن
6 بازدید
[ رِ اَ دَ ] (مص مرکب) تهیهٔ سواری کردن. (آنندراج). عزیمت کردن : پس از سالی رکاب افشاند بر راه سوی ملک سپاهان راند بنگاه بدانجا همچنان بر دست زرین رکاب افشاند سوی قصر شیرین. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رکاب افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر