معنی رو فکندن
6 بازدید
[ فِ کَ دَ ] (مص مرکب) عجز و الحاح نمودن. (آنندراج) (غیاث اللغات). روی افکندن.
کلمات همقافیه با «رو فکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر