معنی رو تافتن
7 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) پشت کردن. چهره را بسوی دیگر متوجه کردن. روی برگردانیدن : آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب.مولوی. ره این است رو از حقیقت متاب. سعدی (بوستان). || گریختن. فرار کردن.
کلمات همقافیه با «رو تافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر