معنی رو افتادن
7 بازدید
[ اُ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، امری مخفی یا سِرّی نهانی آشکار شدن. پرده از عیب یا نقصی مکتوم به یک سو شدن.
کلمات همقافیه با «رو افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر