معنی رویگر
6 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) سفیدگر. آنکه با قلعی ظروف مسین را انداید و سفید کند. (از یادداشت مؤلف). صفار و قلعین گر. (ناظم الاطباء). آنکه ظروف فلزی را سفید کند. (فرهنگ فارسی معین): یعقوب لیث پسر روی گری بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۷).
کلمات همقافیه با «رویگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر