معنی رونجو
6 بازدید
[ رَ وَ ] (اِ) کرمی باشد چوبخوار و به عربی ارضه گویند. (برهان) (از آنندراج). نام کرمی است که از زمین بروید و هرچه از زمین افتاده باشد بخورد و تباه سازد و پشمینه را ضایع کند و آنرا دیوچه و دیوک و ریونجو نیز گویند و به تازی ارضه خوانند. (فرهنگ جهانگیری). در تداول محلی گناباد رونجک [ رَ وَ جُک ] گویند. اورنگ. (در تداول مردم قزوین).
کلمات همقافیه با «رونجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر