معنی روغنین
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (ص نسبی) برشته و بریان شده با روغن. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۲۵). چرب. روغنی. (یادداشت مؤلف): زبان روغنینم زآتش آه بسوزد چون دل قندیل ترسا.خاقانی. || لقمهٔ قاضی که خمیر آن با روغن آغشته و پخته باشد. (از شعوری ج ۲ ورق ۲۵).
کلمات همقافیه با «روغنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر