معنی روغنکشی
5 بازدید
[ رَ / رُو غَ کَ ] (حامص مرکب) عمل و شغل روغن کش. عصاری. ذوب و تهیهٔ روغن. (از یادداشت مؤلف). || (اِ مرکب) کارخانهٔ روغن کشی. آنجا که روغن به دست می آورند. (از یادداشت مؤلف). کارگاه عصاری. روغن خانه. روغنکده.
کلمات همقافیه با «روغنکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر