معنی روغندان
7 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (اِ مرکب) ظرف روغن و حقهٔ روغن. (ناظم الاطباء). ظرفی که در آن روغن نگه دارند. (آنندراج). مدهن. قرز. (منتهی الارب). جای روغن. قُرز. || ظرفی خرد روغن دار و آن را لحاف دوزان و درودگران برای سوزن و اره و مانند آن دارند. || تابه. (یادداشت مؤلف). || حقهٔ مرهم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روغندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر