معنی روغندار
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (ص مرکب) هر چیز چرب و چربی دار. (ناظم الاطباء). هر چیز که به روغن آلوده باشد. (آنندراج). - چراغ روغن دار؛ چراغی که با روغن روشن می شود. چراغی که روغن دارد: کند خیال تو در چشم پرسرشک آرام که شعله رام شود با چراغ روغن دار. اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روغندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر