معنی روعت
6 بازدید
[ رَ عَ ] (ع مص) روعة. خوف و ترس. (غیاث اللغات): چون چشم ناصرالدین بر طلعت ملک افتاد روعت ملک و شکوه پادشاهی زمام اختیار از دست او بستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۰۴). و رجوع به روعة شود. || بهره ای از زیبایی : چشم جهان بینی او داغ کردند و بر روعت جمال و طلعت چون هلال او ببخشودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || دل و عقل. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «روعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر