معنی روط
6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) میل کردن وحشی بسوی پشته و پناه جستن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).(معرب، اِ) نهر و جوی معرب رود. (منتهی الارب) (آنندراج). مأخوذ از رود فارسی و به معنی آن. (ناظم الاطباء). و رجوع به رود شود.
کلمات همقافیه با «روط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر