معنی روص
7 بازدید
[ رَ ] (ع مص) عاقل گردیدن بعد سفاهت و نادانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر