معنی روشن‌ضمیر

معنی روشن‌ضمیر

6 بازدید
[ رَ شَ ضَ ] (ص مرکب) روشندل. (آنندراج). روشن روان. (ناظم الاطباء). آنکه دارای دل و روانی روشن است. روشن روان. روشن فکر. (یادداشت مؤلف): مسند و صدر سری کم دید و کم بیند چنو صدر والاقدر عالی همت روشن ضمیر. سوزنی. خسرو آل امیران ای امیران سخن در ثنا و مدح تو روشن دل و روشن ضمیر. سوزنی. جهاندیده دانای روشن ضمیر چنین گفت کای شاه دانش پذیر.نظامی. به سرسبزی شاه روشن ضمیر به نیروی فرهنگ فرمان پذیر.نظامی. زن کارپیرای روشن ضمیر بدان خواسته گشت خواهش پذیر.نظامی. امیر ختن جامه ای از حریر به پیری فرستاد روشن ضمیر.سعدی. جوان جوانبخت روشن ضمیر به دولت جوان و به تدبیر پیر.سعدی. بخندید دهقان روشن ضمیر که پس حق به دست من است ای امیر. سعدی. نگیرد خردمند روشن ضمیر زبان بند دشمن ز هنگامه گیر. سعدی (بوستان). یکی را ز مردان روشن ضمیر امیر ختن داد جامهٔ حریر.سعدی (بوستان). آن امیر روشن ضمیر جواب داد. (حبیب السیر چ سنگی تهران ج ۳ ص ۳۲۴). صاحبدلی روشن ضمیر در تعبیر این خواب تأمل نماید. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۲۵). و رجوع به روشندلی شود. || مقلوب ضمیر روشن : بر خاطر گشاده و روشن ضمیر تو پوشیده نیست سری جز سر غیب دان. سوزنی. فرستاد شه تا به روشن ضمیر فلاطون نهد خامه را بر حریر.نظامی.
[ رَ / رُو شَ ضَ ] (اِخ) از گویندگان استاد و دانشمندان زبان فارسی و تازی و هندی و از موسیقی دانان نامی در هند بود وی با چهارده هزار نوا آشنایی داشت و معاصر مؤلف مرآت الخیال بود و به سال ۱۰۷۷ هـ . ق. درگذشت. ابیات زیر از اوست: بیا ساقی ای دلبری پیشه ات نی بزم دل قلقل شیشه ات که ما هم برآریم ازین پرده شور به الحان داودی آریم زور گل نغمه رنگ گداز دل است چو دل آب شد مدعا حاصل است. (از مرآت الخیال صص ۱۵۱). و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «روشن‌ضمیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید