معنی روشندیده
6 بازدید
[ رَ / رُو شَ دَ / دِ ] (ص مرکب) روشن بین. روشن نظر. که دیدهٔ بینا دارد. که دیده پاک و صافی دارد: باحیا گفت او مرا و چشم من روشن بدو هرکه روشن دیده تر شد بیشتر دارد حیا. سنایی.
کلمات همقافیه با «روشندیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر