معنی روشندماغ
6 بازدید
[ رَ / رُو شَ دِ ] (ص مرکب) روشن قیاس. روشن رای. کنایه ازکسی که فکر صحیح و تدبیر صائب داشته باشد. (از آنندراج): همیدون درین چشم روشن دماغ ابوبکر شمع است و عثمان چراغ. نظامی (از آنندراج). || (اِ مرکب) انفیه و دارویی که به بینی کشند. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روشندماغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر