معنی روشنان فلک
5 بازدید
[ رَ شَ نِ فَ لَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از ستاره ها باشد. (برهان قاطع) (آنندراج): ایا شهی که بهر لحظه روشنان فلک نهند پیش تو بر خاک تیره پیشانی. ظهیر فاریابی (از شرفنامهٔ منیری). روشنان فلکی را اثری در ما نیست حذر از گردش چشم سیهی باید کرد. نشاط اصفهانی. و رجوع به روشنان شود.
کلمات همقافیه با «روشنان فلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر