معنی روشناسان
5 بازدید
[ شِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) مردمان مشهور و معروف. || کنایه از ستارگان. (برهان قاطع) (آنندراج). باین معنی ظاهراً مصحف روشنان است و روشنان مطلق ستارگان و غالباً ثوابت را گویند. (گاه شماری ص ۳۳۴ از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به روشنان فلک شود.
کلمات همقافیه با «روشناسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر