معنی روسیاهی
6 بازدید
(حامص مرکب) سیاه بودن روی. (ناظم الاطباء). چگونگی و حالت روسیاه. || رسوایی و فضیحت. || جرم و تقصیر خطا و گناه. (ناظم الاطباء): ز ممکن روسیاهی در دو عالم جدا هرگز نشد واللََّه اعلم.شبستری. || شرمندگی از قصور یا تقصیر. سوادالوجه. (یادداشت مؤلف). - امثال: زمستان رفت روسیاهی به زغال ماند؛ با اینکه یاری و مددی نکرد کار و مقصود چنانکه منظور بود انجام یافت. (امثال و حکم دهخدا).
کلمات همقافیه با «روسیاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر