معنی روسی
5 بازدید
(ص نسبی، اِ) منسوب بقوم روس. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به روس شود. || زبان مردم روسیه. (فرهنگ فارسی معین). زبان روسی یکی از زبانهای هندواروپایی و از شعب زبانهای اسلاوی است و زبان رسمی ملل اتحاد جماهیر شوروی میباشد خط روسی از خط کیریلی ناشی شده و آن در زمان پتر کبیر و تا حدی بدستور وی تثبیت شد و شامل ۳۶ حرف است که آخرین آنها ایگیتا امروز تقریباً متروک است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و رجوع به «روسیهٔ شوروی» (قسمت زبان) و «سازمان فرهنگی» شود. || نوعی پارچه. (برهان قاطع) (آنندراج) (از شرفنامهٔ منیری) (از لغت ولف). نوعی پارچهٔ منسوب بروس. (فرهنگ فارسی معین): بغیر روسی و کتان و رختهای نفیس چه چیز همره او شد بگور تا محشر. نظام قاری. سوزن بدرز روسی و والا و بیت کرد عمری بسر دوید و بآخرمحال یافت. نظام قاری. چماق سوزن سرکوبشان زند روسی چو کار اوفتدش با چهار گز معجر. نظام قاری. || پیالهٔ شراب. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ شاهنامه). نوعی پیالهٔ شراب. (فرهنگ فارسی معین).(اِخ) نام پهلوانی تورانی. (برهان قاطع) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری) (فرهنگ شاهنامه).
کلمات همقافیه با «روسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر