معنی روز گرد
7 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) آفتاب. (ناظم الاطباء) (از مجموعهٔ مترادفات) (از فرهنگ شعوری). یکی از نامهای آفتاب است. (از برهان قاطع) (ازانجمن آرا) (از آنندراج): نه بی رای او گردد این روزگرد نه بی امر او باشد این خواب و خورد. فردوسی. بروز محنتم یاری نکردی چرا چون روزگرد از من بگردی. نزاری قهستانی (از فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «روز گرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر