معنی روز گذرانیدن
7 بازدید
[ گُ ذَ دَ ] (مص مرکب) دفع الوقت کردن. (از آنندراج). وقت گذراندن : امید هیچکس به قیامت نمانده است از بس که روز میگذراند بهانه اش. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روز گذرانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر