معنی روزی خوردن
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) خوردن خوراک هرروزه که باعث ادامه زندگی است : نه شرطست وقتی که روزی خورند که نام خداوند روزی برند.سعدی (بوستان). چنان پهن خوان کرم گسترد که سیمرغ در قاف روزی خورد. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «روزی خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر