معنی روزینه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) بهره و حصهٔ هرروزه. (ناظم الاطباء). روزی. (فرهنگ فارسی معین). || آنچه از نقد و جنس که هر روزه بشخص میرسد. || معاش یومیه. || جیره ای که هرروزه به مستحقین دهند. (ناظم الاطباء). || روزگار. زمان. دوران : آن روزینه شهر [ بخارا ] همانقدر بود که شهرستان است. (تاریخ بخارای نرشخی).
کلمات همقافیه با «روزینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر